ایران الد
سلام من علیرضاهستم من چون علاقه خاصی به بازیگران و خواننده های قبل از انقلاب دارم این وبلاگ رو درست کردم خوشحال میشم نظر بدین

بیو گرافی و خدمات رضا شاه





رضا شاه کبیر در ۲۴ حوت ۱۲۵۶ (ربیع‌الاول ۱۲۹۵ هجری قمری) در روستای آلاشت از توابع سوادکوه مازندران زاده شد. پدرش عباسعلی، سرهنگ فوج سوادکوه، و مادرش زهرا (نوش‌آفرین) که از مهاجرین قفقاز بود. پدربزرگ رضاشاه، مرادعلی خان نام داشت که افسر ارتش بود که در محاصره هرات در سال ١٢٢٧ کشته شده بود .

مراد علی خان هفت پسر داشت. پسر اول او چراغعلی خان بود که درتهران زندگی می کرد و دارای مقامی در قشون بود. پسر دوم او نصرت الله خان نام داشت که یاور فوج ِ سوادکوه بود و رضاشاه چندی در زیر دست او خدمت کرده بود . عباسعلی خان پدر رضا شاه فرزتد هفتم مراد علی خان بود .

عباسعلی خان مشهور به داداش بیک در سال ١١٩٣ خورشیدی در آلاشت متولد شده و در نوجوانی حرفه سپاهیگری را چون نیاکان خود پیشه کرده بود . عباسعلی خان در فوج سوادکوه به حرفه سپاهیگری اشتغال داشت . وی با درجه نایبی در سال ١٢٣٥ در جنگ سوم افغان شرکت کرد.

رضا شاه کبیر از ازدواج دوم عباسعلی خان با نوش آفرین پا به عرصه وجود گذاشت لیکن عمرش چنان دراز نبود که شاهد برآمدن سرداری باشد که به ایران هدیه کرده بود . وی شش ماه پس از تولد رضا شاه رخت به سرای باقی کشید .

 

رضا شاه به تشویق دایی خود ابوالقاسم بیگ در سال ١٢٧٧خورشیدی همراه دائی خود مامور فوج سوادکوه شد لیکن به دلیل ناسازگاری با نصرالله خان یاور فوج سوادکوه از آن واحد استعفا داد و با پیوستن به کاظم آقا در فوج قزاق تا کودتای سوم اسفند ١٢٩٩در آن واحد خدمت کرد .
رضا شاه در فوج قزاق به علت دلیری و رشادت به سرعت ترقی کرد . وی در این واحد در نبردهای فراوانی ازجمله سرکوب سالار الدوله در سال ١٢٩٠ به فرماندهی فرمانفرما شرکت داشت .
رضا شاه که از هرج و مرج و زبونی حکومت احمد شاه و نابسامانی ایرانیان به ستوه آمده بود در روز سوم حوت ۱۲۹۹ با قوای قزاق تحت فرماندهی خود و به همراه سیدضیاءالدین طبا طبائی –مدیر روزنامه رعد - وارد تهران شد و ادارات دولتی و مراکز نظامی را تصرف کرد. در این حرکت نزدیک به صد تن از درباریان و روحانیون بازداشت و زندانی شدند. احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد ‌گریختند و فتح‌الله خان سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلیس پناهنده شد.
سرانجام احمد شاه قاجار ناچار شد رضاشاه را به فرماندهی دیویزیون قزاق و وزارت جنگ و سیدضیاءالدین طباطبایی را به نخست‌وزیری منصوب کند. کابینه سید ضیاء (معروف به کابینه صدروزه) بزودی ساقط شد و سردار سپه از احمدشاه فرمان نخست وزیری گرفت . پس از خروج احمد شاه از کشور رضا شاه برقراری یک رژیم جمهوری را در کشور در سر داشت لیکن زیر فشار روحانیون و مجلس شورای ملی و مردم از این نیت منصرف شد . مجلس شورای ملی در سال ١٣٠٤ به پاس خدماتی که رضا شاه برای استقرار امنیت و تحکیم قدرت حکومت مرکزی انجام داده بود مقام فرماندهی کل قوا را در کنار مقام نخست وزیری به وی اعطا کرد.
پس از خروج احمد شاه قاجار از کشور ، نمایندگان مجلس پنجم‌ شورای‌ ملی‌ در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را تصویب کردند که به موجب آن احمد شاه از سلطنت خلع شد و حکومت‌ موقت‌ به " شخص آقای ‌رضاخان پهلوی"‌ سپرده شد و "تعیین تکلیف حکومت قطعی" به مجلس مؤسسان واگذار شد. سپس با تشکیل مجلس‌ موسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران‌ به‌ "اعلیحضرت‌ رضا پهلوی" واگذار شد. در بیست و چهارم آذرماه سال ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاشاه پهلوی در مجلس شورای ملی حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف سلطنت را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.
هنگامی که رضا شاه پهلوی بر مسند سلطنت نشست، جهان در میانه دو جنگ جهانی نفسی می‌کشید. رضاشاه پهلوی، برنامه گسترده‌ای را برای سامان اداری و اقتصادی کشور به دست گرفت. ایران فاقد نظام اداری، ارتش منسجم، راه، نظام بانکی و اقتصادی مدرن بود و شیوه ملوک الطوایفی جایی برای قدرت مرکزی نگذاشته بود.

 

از منظربین‌المللی نیز شرایط، چندان آرام نبود. ایران در محاصره نیروهای بزرگ، روسیه در شمال و انگلیس در جنوب بود. انگلیس می‌کوشید از ایران به عنوان راهی برای سلطه‌جویی‌ خود در هند و خاور دور بهره بگیرد.در روز سوم شهریور ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از شمال و نیروهای بریتانیا از جنوب به بهانه حضور اتباع آلمانی در ایران به ایران حمله کرده و به سمت تهران آمدند.
رضا شاه که تاب مشاهده اشغال ایران را نداشت برای آرام کردن اوضاع ناچار به استعفا شد و سر انجام با مساعی شادروان محمد علی فروغی و به رغم مخالفت انگلیس سر انجام متفقین با جانشینی او بوسیله فرزندش محمد رضا شاه موافقت کرده و او به سلطنت رسید .
دولت انگلستان که از اقدامات ضد استعماری رضا شاه کبیر ناخشنود بود وی را تحت نظر از بندرعباس با کشتی خارج کرد و آن سردار بزرگ با دلی پر خون و در حالی که چنگی از خاک ایران را با خود داشت آن بندر را به مقصد جزیره موریس که انگلیسها برای تبعید او در نظر گرفته بودند ترک کرد . رضا شاه کبیر که به علت آب و هوای نامساعد آن جزیره بیمار شده بود پس از مکاتبات و گفتگوهای طولانی با مامورین انگلیسی سرانجام موفق شد که از آن جزیره بد آب و هوا به شهر ژوهانسبورگ در افریقای جنوبی منتقل شده و تحت نظر قرار گیرد . رضا شاه کبیر همچو فرزندش دور از وطن در روز
۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ درگذشت. پیکر رضا شاه کبیر سپس به مصر منتقل و پس از تشییع با تشریفات رسمی در در آن‌جا به امانت گذارده شد . در اردیبهشت ماه سال ۱۳۲۹ پیکر مومیائی شده سردار به خاک میهن بازگردانده شد و پس از انتقال به حضرت عبدالعظیم در آرامگاهی که ویژه او بنا شده بود به خاک سپرده شد .

 

 زادگاه رضا شاه



در دل كوه‌هاي البرز و بر فراز جنگل‌هاي آن، شهري آرميده است كه سابقه تاريخي آن به دوره زنديه مي‌رسد.
راهي پرپيچ و خم كه از جاده فيروزكوه بين دو شهر زير آب و پل سفيد منشعب مي‌شود پس از عبور از روستاي للـه‌بند و گذر از دره سرسبز رود شش رودبار به «آلاشت» مي‌رسد. مهم‌ترين كانون جمعيتي دهستان و قسمتی از بخش مركزي شهرستان سوادكوه .
آلاشت شهری است ده گونه كه پناهگاه ييلاقي اهالي غيرساكن آن محسوب مي‌شود.

 
اين شهر همواره كم جمعيت‌ترين كانون شهري استان مازندران بوده است.
جمعيت آن در سال 1365 معادل 890 نفر و در سال 1375 معادل 424 نفر سرشماري شده است. جمعيت تابستاني اين پناهگاه ييلاقي به بيش از 10 برابر مقادير گفته شده مي‌رسد.


 

 

 اقامتگاه رضا شاه در جزیره موریس

این تصویر تغییر اندازه داده شده. برای نمایش آن به صورت کامل لطفا روی این نوار کلیک نمائید. اندازه اصلی تصویر 800x600 و حجم آن 274KB می باشد.


 

?علیرضا | 1388/3/9 | پیوند | 2 نظر | ارسال نظر


اشاره کوچکی به خدمات آن بزرگمرد کافی است تا همه پی ببرند که ایران امروز بدون رضا شاه هیچ بود:
سرکوب غائله جنگل و خراسان و تحکیم قدرت حکومت مرکزی در آذر بایجان و مازندران
سرکوب یاغیان در سراسر اسران از جمله کاشان و لرستان
تشکیل ارتش نوین ایران ، متحدالشکل شدن جامه لشگرین و تصویب قانون نظام وظیفه در سال ١٣٠٣
برچیدن حکومت دست نشانده شیخ خزعل در خوزستان و بازگرداندن این خطه به دامن میهن
احداث راه آهن سراسری با کمترین امکانات مالی و فنی
بنیانگزاری دادگستری به جای محاکم شرع ، الغای کاپیتولاسیون و سپردن محاکم به قضات حقوقدان ایرانی
تأسیس بانک ملی ایران و کوتاه کردن دست بانکهای انگلیس از دارائیهای دولت
بنیانگزاری نیروی دریائی
بنیانگزاری نیروی هوائی با خرید چند هواپیمای یونکرس از آلمان
الغای امتیاز نشر اسکناس توسط بانکهای خارجی و اختصاص آن به بانک ملی
تاسیس موزه جواهرات ملی ایران
تدوین تعرفه گمرکی و واریز در آمدهای آن به حساب دولت
الغای امتیازنفتی دارسی و عقد قرارداد جدید بر اساس منافع ایران با با شرکت نفت ایران و انگلیس
کارگذاردن نخستین سنگ بنای دانشگاه تهران در سال ١٣١٢ و راه اندازی آن یکسال پس از این تاریخ
تأسیس بانک کشاورزی
تدوین و اجرای قانون معروف به کشف حجاب و تغییر البسه مردان
تاسیس و راه اندازی کارخانجات دخانیات ایران
تأسیس بانک رهنی برای گسترش خانه سازی در کشور
اعزام اولین دسته از دانشجویان ایرانی برای آموختن فنون جدید به اروپا
ساختن راه ارتباطی با شمال ایران و بنای تاسیساتی چون پل ورسک و تونل کندوان در دل کوهها

پل زیبای ورسک

پل زیبای ورسک از شاهکارهای مهندسی زمان خویش به حساب می آمده است. این پل در زمان حکومت رضاشاه در ایران توسط آلمانها و در طول جنگ جهانی دوم در شهرستان سوادکوه استان مازندران و به رهبری سرمهندس آلمانی خود یعنی دانیال ورسک ساخته شد. این پل راه ارتباطی راه آهن سراسری شمال جنوب بوده که با شگفتی تمام و با ابزار آلات بسیار ساده مانند دینامیت و دریل دستی ساخته شده بود.


ورسک در فاصله ۱۸۰ کیلومتری از تهران (محور سوادکوه)واقع بوده، یکی از مناطق دنج ییلاقی می باشد که هر سال بسیاری از دوست داران این مکان را به خود جلب می نماید، ورسک در واقع به پاس کوشش بس بزرگی که مهندس آلمانی برای ساخت پل تاریخی راه آهن ورسک کرد، بدین نام مشهور گشت، همچنین یادواره‌ای از کارگرانی که شب و روز کوشش نهادند و جان خویش را در هنگام ساخت پل ورسک و تونل های اطراف از دست دادند در زیر پل ورسک جای نهفته است .و یکی از عجایب زمان رضا شاه می‌باشد.

به گفته بسیاری از شاهدان عینی رضاشاه شخصا برای افتتاح این پل به سوادکوه همان زادگاه خویش آمد و به دستور او سرمهندس آلمانی یعنی ورسک نیز موظف شد تا در هنگام عبور اولین قطار از روی پل زیر پل قرار گرفته تا در صورت تخریب این پل اولین شخص کشته شده از این حادثه خود او باشد. اما این پل هنوز پس از گذشت بیشتر از ۶۰ سال همچنان پابرجاست. آن منطقه نیز به افتخار مهندس آلمانی ورسک نام گرفت و هنوز هم به این نام مشهور است.

یک ماجرای واقعی: در سال ۱۹۴۳ که حمله متفقین به ایران قریب الوقوع بوده و آلمانها به شدت از این موضوع که متفقین ایران را تحت تصرف در بیاورند و در پی آن کمکهای نظامی و غذایی به استالینگراد برسانند، شخصی به نام ژنرال مایر نامه ای را از طرف شخص هیتلر جنایتکار به دست رضاشاه می رساند که در آن نامه، هیتلر از رضاخان درخواست می کند تا ایران، تمامی پلها و تونلهایی را که آلمانیها در مسیر راه آهن سراسری برای ایرانیها ساخته اند، از جمله پل ورسک را منفجر کرده تا در صورت حمله متفقین به ایران، اعزام نیرو و غذا از جنوب ایران به شمال آن و به سمت مرزهای روسیه با تاخیر و مشکلات فراوانی همراه گردد و آلمانها فرصت کافی برای نابودی استالینگراد را داشته باشند. در ادامه هیتلر به رضا شاه قول می دهد تا پس از پایان جنگ و پیروزی کامل بر روسها، به پاس زحمات شاه در جریان جنگ، همان راه آهن، پلها و تونلها و چه بسا بهتر از آن را برای ایران خواهد ساخت. اما رضاشاه در جواب نامه هیتلر از ژنرال مایر خواست تا ضمن ارسال سلام او به پیشوا به هیتلر اطمینان خاطر دهد که ایران عضو کنوانسیون ژنو بوده و در این جنگ نیز اعلام بی طرفی نموده است. به این ترتیب هیچ کشوری حق ورود به خاک ایران را در زمان جنگ ندارد.

اما پیش بینی های آلمانها تحقق پیوست و رضاشاه، شاید مسیر دنیا را با این تصمیم خویش عوض کرد. رضاشاه، در طی این تصمیم، هم حکومت خود را از دست داد و هم مسیر جنگ را به نفع متفقین تغییر داد .اما نباید از یاد برد که رضاشاه این کار را برای مردم ایران انجام داد که در ازای آن تاوانی سنگین، که همان از دست دادن سلطنت و آوارگی در مناطق مختلف جهان من جمله جزیره موریس بود.

?علیرضا | 1388/3/5 | پیوند | 0 نظر | ارسال نظر

گوگوش؛ آذری؛ جاویدنیا؛ مهرپرور 

2qxmfck.jpg

بهروز وثوقی و دخترانشleftc.gif

بهروز وثوقی

2uhwqc2.jpg

     

ولیعد و مادر و فرزاندانشleftc.gif

rightc.gifلیلا فروهرleftc.gif

atx3z7.jpg

        


عکس ناز گوگوشleftc.gif

 

vgrbr7.jpg

     

rightc.gifبورتون می شه این عکس هما روستا بازیگر فعلی سریالها در زمان شاههleftc.gif

ravvbq.jpg



rightc.gifعلی حاتمی و زنشleftc.gif

r2vq8n.jpg



rightc.gifحمیده خیر ابادی عزیزleftc.gif

6oa8nx5.jpg

rightc.gifگوگوش تو دفتر مجله زن روز leftc.gif

25u1hme.jpg

  

ناصرملک مطیعی و بهروز وثوقی و زنده یاد محمد علی فردین

 

وحالا یه عکس ناز از گوگوش

گوگوش

 و حالا از  فروزان خوشگل

فروزان

واین هم عارف گلم با گوگوش

عارف و گوگوش

و بهترین هنرپیشه ایران زنده یاد فردین

زنده یاد فردین


از چپ به راست:

پوران - رامش - مهستی - پوری بنایی

Poran - Ramesh - Mahasti -  Pori Banaye

Poran%20%26%20Ramesh%20%26%20Mahasti%20%26%20Pori-banaye.jpg

  

ردیف بالا از راست به چپ:

محمد دستجردی - علی پروین - جهانگیر نصیریحاج رحیمی پور - حسن روشن - علی جباری

ردیف پایین از راست به چپ:

رضا عادلخانی - منصور پورحیدری - گوگوش - علیرضا چهارمحالی - غلامحسین مظلومی

Googoosh%20%26%20Fotbalistha.jpg

 

از راست به چپ:

رامش - پوران - گوگوش

Ramesh - Poran - Googoosh

googoosh%20%26%20poran%20%26%20ramesh.jpg

 

ردیف اول از چپ به راست:

منوچهر سخائی - ناصر ملک مطیعی - حسین حسینی - داود رشیدی

ردیف دوم از چپ به راست:

پوری بنائی و گوگوش

group%202.jpg

عکس شماره دو:

ردیف اول از چپ به راست:

گیتی - گوگوش - مهستی

ردیف دوم از چپ به راست:

عارف - رامش - منوچهر سخائی

group%203.jpg

عکس شماره سه:

ردیف اول از چپ به راست:

عقیلی - منوچهر سخائی -عارف

ردیف دوم از چپ به راست:

پوران - جهانبخش پازوکی - مهستی

group%204.jpg

عکس چند تن از هنرمندان سینما و موسیقی را براتون آماده کردم

 (خداییش وقت زیادی برای آماده کردن این عکسها صرف کردم)

خواهشاْ نظر فراموش نشه

1.jpg

ردیف بالا از راست به چپ:

نوش آفرین (خواننده و بازیگر)- محمد اصفهانی (خواننده) - ابی (خواننده) - داریوش (خواننده) - عهدیه (خواننده)

ردیف پایین از راست به چپ:

ژاله کاظمی (دوبلور) - نیکی کریمی (بازیگر)- پرستو صالحی (بازیگر)- لیلا حاتمی  (بازیگر)-لعیا زنگنه  (بازیگر) - هدیه تهرانی (بازیگر) - گوگوش {کوچکترین عضو عکس}(خواننده و بازیگر)

2.jpg

ردیف بالا از راست به چپ:

فرزانه تائیدی (بازیگر) - لیلا فروهر {سه عکس} (خواننده و بازیگر)- کامبیز (خواننده) - کتایون ریاحی (بازیگر)

ردیف پایین از راست به چپ:

احمدرضا عابدزاده (فوتبالیست) - شکیلا  (خواننده)- شهرام کاشانی (خواننده)- شهره صولتی (خواننده)- حمیرا (خواننده)

عکسهای زیر مربوط به سال ۱۳۵۰ میباشد.

زری خوشکام (زهرا حاتمی) متولد ۱۳۲۶ در تهران میباشد.

علی حاتمی (عباسعلی حاتمی) متولد ۱۳۲۳ در تهران میباشد و در آذر ماه سال ۱۳۷۵ درگذشت.

حاصل ازدواج این زوج هنرمند لیلا حاتمی بازیگر سینما میباشد.

Ali%20Hatami%20%26%20Zari%20Khoshkam%20%7BAROSI%201350%7D%20%281%29.jpg

Ali%20Hatami%20%26%20Zari%20Khoshkam%20%7BAROSI%201350%7D%20%282%29.jpg

گوگوش و رامش

googoosh & ramesh

googoosh%20%26%20ramesh%20%282%29.jpg

از سمت راست به چپ:

داریوش - بهروز وثوقی - عارف

Daryush - Behroz_Vosoghi - Aref

Aref%20%26%20Behroz%20%26%20Daruosh.jpg

مراسم ازدواج زنده یاد مازیار

از راست به چپ:

زنده یاد مازیاد - همسر مازیار - همسر عارف - عارف

mazyar%20%26%20aref%20%28in%20maraseme%20ezdevaj%20mazyar%29.jpg

ابی و شهرام شبپره

Ebi & Shahram Shabpareh

Ebi%20%26%20Shahram_Shabpareh.jpg

از چپ به راست:

سعید راد - شورانگیز طباطبایی - رضا بیک ایمانوردی

Saeed Rad - Shoorangiz Tabatabaie - Reza Beyk Imanverdi

Saeed%20Rad%20%26%20Shoorangiz%20Tabatabaie%20%26%20Reza%20Beyk%20Imanverdi%202.jpg

فرزان دلجو و آیلین ویگن

Aylen Vigen & Farzan Deljoo

Aylin%20Vigen%20%26%20Farzan%20Deljoo.jpg

از چپ به راست:

صادق ماهرو - خسرو خسروشاهی - عزت الله مقبلی - ناصر خاوری - چنگیز جلیلوند

Sadegh Mahro - Khosro Khosroshahi - Ezatollah Moghbeli - Naser Khavare - Changiz Jalilvand

Mahro-Khosroshhi-Moghbeli-Khavari-Jalilvand.JPG

اما این عکس مال ۴۸ سال پیش هستش در صحنه ای در فیلم بچه های محل.

از راست به چپ: نادره (حمیده خیر آبادی) و ویدا قهرمانی

خانم نادره در این عکس ۳۷ ساله و ویدا قهرمانی ۲۲ ساله بودن (حالا خودتون حساب کنین الان چند سالشونه).03.gif05.gif

Nadereh (Hamedeh Kheyrabadi) - Vida Ghahremani

Vida-Ghahremani%20%28left%29%20Nadereh%20in%20%7BBacheh%20Haye%20Mahal%7Din%201339.JPG

از چپ به راست

نوش آفرین - آیلین ویگن - لیلا فروهر

Nooshafarin - Aylin Vigen - Leila Forouhar

Nooshafarin%20%28left%29%2C%20Aylin%20Vigen%2C%20and%20Leila%20Forouhar.JPG

محمد علی فردین - بهروز وثوقی - ناصر ملک مطیعی

Fardi - Behroz - Naser

Fardi%20%26%20Behroz%20%26%20Naser.JPG

آرزوی سلامتی برای بهروز و ناصر

آرزوی مغفرت برای روح فردین

ردیف اول:

ابی - شماعی زاده - ستار 

Ebi - Shamayezadeh - Sattar

ردیف دوم:

 رامش - گوگوش - سلی

Ramesh - Googoosh - Soli

ردیف سوم:

 نلی - شهرام - نسرین

Neli - Shahram - Nasrin

 group%201.JPG

?علیرضا | 1388/3/5 | پیوند | 1 نظر | ارسال نظر

بهروز وثوقی:« بیشتر نامه هایم رااز نوجوانان وجوانان دریافت می کنم»
بهروز وثوقی از سال 1337 با فیلم «طوفان در شهر ما» کارش را شروع کرد و یازده سال بعد هم با فیلم «قیصر» کاملا معروف شد. فیلمهایی مثل «طوقی»، «داش آکل»، «تنگسیر»، «سوته دلان»، «بلوچ»، «رضا موتوری» و... در کارنامه او قرار دارد. نمایش «از ماهواره با عشق» با بازی بهروز وثوقی به تازگی در برلین به نمایش درآمد. بهروز وثوقی در مصاحبه ای با رادیو فردا در پاسخ به این سئوال که 27 سال غربت بر او چگونه گذشته، گفت که سالهای بسیار سختی را گذرانده. بهروز وثوقی می گوید: مهمتر از همه دوری از کارم بود که بیشتر از همه مرا تحت فشار قرار داده، زیرا زمانی که از مملکت خارج شدم زمان شکوفایی کارم بود. وی در مورد چاپ کتاب زندگینامه اش در ایران گفت به نظرش مشکلی نباید داشته باشد و به انتشار معین گفته شده که باید صبر کنند. وثوقی می گوید با جوانان ارتباط دارد و نسل جدید که تنها ویدئوهای او را دیده اند، با فرستادن ایمیل او را تحت تاثیر قرار می دهند. آقای وثوقی نسبت به آینده سینمای مهاجرت و تبعید ابراز خوشبینی کرد. وی فعالیت سینماگران جوان داخل ایران را مثبت ارزیابی کرد.

 

اینم معرفی چند تا فیلم باحال از بهروز وثوق

کندوطوقی
گوزن هابت شکن
ممل امریکایی
همسفر

?علیرضا | 1388/3/5 | پیوند | 1 نظر | ارسال نظر

بهروز فردین  ناصر

رضا بيك ايمانوردی

 
?علیرضا | 1388/3/5 | پیوند | 0 نظر | ارسال نظر

بازیگر :

 

یاران  1353 :(داریوش ، دلجو ، ایلین ، شب پره ، ارمان ، جلال )

فریاد زیر اب 1356 : ( داریوش ، فرزانه تائیدی ، شهره صولتی ، بهروز بهنژاد ، عنایت بخشی ، کیومرث ملک مطیعی  )

بادامهای تلخ   1357: میگن به علت انقلاب نا تموم موند (داریوش ، شهره و ...)

همیشه شب 1356 : قرار بود داریوش و گوگوش بازی کنن و چون پول زیادی خواشته بودن جور نشده . حدود 300000 تومان

خواننده :

دشنه 1351: ترانه ی دستهای تو  ( بهروز وثوقی )

شیر تو شیر 1351 : (پرویز کاردان ، فخری خوروش (دوستان این فیلم رو ندیدم ولی خیلی جاها نوشته که داریوش توش خونده ))

گذر اکبر 1351 : ترانه ی زندونی ( رضا بیک ایمانوردی ، داود رشیدی و...)

علی کنکوری 1352 : ترانه ی علی کنکوری ( مسعود اسد الهی ، شهناز تهرانی و...)

خورشید در مرداب 1352 : ترانه ی جنگل (سعید راد ، محمد علی کشاورز ، فخری خوروش و...)

عافهای هرز 1355 : ترانه ی برادر جان و عشق من عاشقم باش ( دلجو ، ایلین ، شب پره و ...)

فریاد زیر اب 1356 : ترانه ی اجازه و فریاد زیر اب (داریوش ، فرزانه تائیدی ، شهره صولتی ، بهروز بهنژاد و...)

شب افتابی 1356 : ترانه ی عروسک قصه ی من (مرتضی عقیلی ، لیلا فروهر ، عنایت بخشی و ...)

تو این فیلما هم به نحوی از داریوش یاد شده :

چند میگیری گریه کنی 1384 (مرحوم منوچهر نوذری ، ابوافضل پورعرب و ...) : تو یه صحنه مداح اهنگ شقایق رو زمزمه میکنه . یه بارم حدود بیست ثانیه از شقایق رو پخش میکنن

چپ دست 1384 (حمید گودرزی ، لیلا اوتادی و...) : تو یکی از صحنه ها لیلا داره فیلم کما رو میبینه که داره اهنگ شام مهتاب توش پخش میشه

نقاب  1383 (امین حیایی ، پارسا پیروزفر و ...) : تو دو تا صحنه ترانه ی شام مهتاب رو پخش میکنن که مثلا یکی داره رو سن ادای داریوش رو در میاره  ،  یه بارم امین به پارسا میگه اگه وضعمون خوب شه میتونیم اصل داریوش و اب رو بیاریم دبی

کما 1382 (امین حیایی ، مهناز افشار ،  گلزار  و...) : یه پوستر داریوش از اول فیلم تو اتاق امینه . یه بارم اهنگ شام مهتاب تو فیلم پخش میشه

نفس عمیق 1381 (بازیگراش معروف نیستن)  : یه پسره هست که عشق داریوشه ، تو یه صحنه به دوست دخترش میگه من داریوش گوش میدم . یه بارم ترانه ی اینه رو زمزمه میکنه . اخر فیلمم تو ماشین ترانه ی یاور همیشه مومن رو گوش میدن

شوخی 1378 (پرویز پرستویی ، فاطمه معتمد اریا و...) : پوستر داریوش توی اتاق پرویزه

 

پرواز از اردو گاه 1373 (جمشید هاشمپور) :  تا جائی که یادمه تو یه صحنه یکی از اسیرای معتاد از تختش میپره پائین و میگه : دنیای زندونی دیفاله  زندونی از دیفال بیزاره  

 

توهین عطاران به داریوش

قسمت دوم درباره سریالی هست که از شبکه تلوزیونی جمهوری اسلامی به نام بزنگاه  این سریال در ماه رمضان به کارگردانی و بازیگری رضا عطاران است که جنجالهایی بین طرفداران داریوش به وجود اورده که این بازیگر نقش ۱ ادم معتاد رو بازی میکنه . البته قبلش بگم که ثابت شده که اشخاصی که در بین مردم بزرگ و محبوب میشن رو خراب میکنن و بارها دیدم این موضوع درباره داریوش پیش اومده در رادیو و تلوزیون. و خود جمهوری اسلامی میدونه که بزرگترین خواننده و محبوبترین خواننده ایران داریوش است به همین دلیل قصد خراب کردن این شخصیت بزرگ هنری رو دارد . اما در این سریال این رضا عطاران در قسمتی که خمار است ترانهای داریوش رو زمزمه میکنه که در ۱ قسمت کنار دستشویی نشسته بود و ترانه ی گلایه رو دکلمه کرد و بعد ترانه ی شقایق رو خوند و وقتی بهش میگن ۱ اهنگ دیگه بخون میگه من فقط همینو بلدم یعنی من معتاد چیز دیگه ای گوش نمیدم. اما وقتی نعشه است و سر حال است در ماشنیش اهنگای خودشو گوش میداد که این غیر مستقیم توهینی است به داریوش و طرفدارای ملیونی داریوش. و زنگ مبالیشم ترانه نازنین داریوش است . اما جدا از این حرفا درسته که داریوش پر طرفدارترین هست و ادمای معتاد هم اکثرا عشق داریوش هستن اما مگه چند درصد هستند تعداد بسیاری از طرفدارای داریوش به خاطر پاکی داریوش طرفدارش شدن و بعد از ترکش طرفدارش شدن و بسیاری از معتادانی که به عشق داریوش معتاد شدن الان به عشق داریوش پاک هستند و داریوش اگه تعداد طرفدارایه پاکش بیشتر از معتادش نباشن کمتر هم نیست.و در قسمتی دیگر کسی که قرار بود بچه خواهر رضا عطاران را بگیرد معتاد از آب درامد که به اتفاق عطاران به ترانه بچه های ایران پرداخت وگوشه ای از ترانه را خواند:
بچه ها این نقشه جغرافیاس بچه ها این قسمت اسمش آسیاس
شکل یه گربه در اینجا آشناس چشم این گربه به دنبال شماس
من به نوبه خودم می گویم که خیلی از دوستان داریوشی را می شناسم که حتی سیگار هم نمی کشند چه برسد به این ماده خانمان سوز (اعتیاد )مصرف کنند

داریوش با نام واقعی داریوش اقبالی، زاده ۱۵ بهمن ۱۳۲۹ خورشیدی در تهران، خواننده، بازیگر و فعال اجتماعی ایرانی است.

زندگینامه
داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی در میانه به دنیا آمد. پدرش محمود اقبالی، از ملاکان آذربایجان بود. داریوش دوران کودکی را در میانه، زادگاه پدر و مادرش گذراند. اولین بار در ۹ سالگی در جشنی در مدرسه شهرآرا به روی صحنه رفت. دوران دبیرستان را در دبیرستان‌هایی همچون دبیرستان فارابی، دبیرستان کرج، دبیرستان رازی دبیرستان سنندج، و دبیرستان آزادگان تهران پارس ‌گذراند و در مراسم‌ هنری به اجرای برنامه‌های هنری می پرداخت.

در ۱۳۴۹ با حسن خیاط‌باشی آشنا می‌شود و همین ورود رسمی او به موسیقی حرفه‌ای است. در همین سال او با ترانهٔ به من نگو دوست دارم به شهرت می‌رسد. لازم به توضیح است که اولین نرانه مستقل او ترانه نبسته پیمان بوده است از علی گزرسز (رها) داریوش در روز ششم شهریور ماه ۱۳۵۳ توسط سازمان امنیت شاهنشاهی دستگیر و مدت ۹ ماه در زندان میماند، در همان روز روزنامه اطلاعات عکسی از او به چاپ میرساند که پلیس مدعی شده بود که او را به جرم مصرف ونگهداری ی مواد مخدر دستگیر کرده است که آن مطلب دروغ محض بود وساواک او را به خاطر اجرای ترانه های سیاسی اش مثل جنگل ، پریا، رهایی و گل گندم به زندان انداخته بود .

با سر کار آمدن جمهوری اسلامی، داریوش نیز مانند اکثر خوانندگان پاپ ایرانی آن زمان، از کشور خارج شد و در مهر ماه ۱۳۵۷ (۱۹۷۸) به انگلستان و به شهر برموس نقل مکان کرد و پس از دوسال اقامت در آنجا به دعوت احمد محمودعازم آمریکا شد.

در دهه هفتاد خورشیدی ترانه‌ای از داریوش با عنوان به بچه‌هامون چی بگیم با شعر اردلان سرفراز باز دوباره بر سر زبانها افتاد.

گناه هر چی که گذشت  به گردن ما بود و هست
از ما اگه بتی شکست  بتهای تازه جاش نشست

داریوش در سا‌ل‌های اخیر در خارج از ایران فعال بوده و در آمریکا، انگلستان، آلمان، کانادا، و ژاپن کنسرتهایی اجرا کرده است.

او که خود مدت‌ها معتاد بود (بنا بر اظهارات خودش)، اعتیاد را ترک کرد و به عنوان فعال ضد اعتیاد نیز فعالیت می‌کند و از همین رو به همراه جمع دیگری سازمان مرکز بهبودی ایرانیان را تأسیس کرده است و سایت بهبودی و بهبودی چت را تأسیس کرد سپس بعدها با تأسیس بنیاد آینه و عضویت در عفو بین الملل بر فعالیت‌های اجتماعی خود افزود.


 ترانه‌ها


داریوش با سبک صدایی خاص و استفاده از مضامینی همچون آزادی، صلح و عشق طرفداران خاص خود را داشته است و دارد.

شعرهای ترانه‌هایش از شاعرانی مانند مولوی، حافظ، احمد شاملو، نادر نادرپور، حسین منزوی [۱] و سیمین بهبهانی و ترانه‌سرایانی همچون اردلان سرفراز، شهیار قنبری و ایرج جنتی عطایی است. وی با آهنگسازان بنامی چون جلیل و فرید زلاند، بابک بیات، اسفندیار منفردزاده، واروژان [۲]، حسن شماعی زاده و بابک افشار همکاری داشته است.

از جمله ماندگارترین آثار داریوش می‌توان به ترانه‌های "یاور همیشه مومن " و"دل من دیگه خطا نکن "و"سال 2000"ودست‌های تو و چشم من و دوباره می‌سازمت وطن و "بچه ها" و "خونه" اشاره کرد.

کارهای داریوش شامل بیش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است.

وی چند سالی است که از جامعه هنری در لوس‌آنجلس فاصله گرفته است و آثار خود را تنها از طریق شرکت پخش ترانه شخصی خود و نیز اینترنت منتشر می‌کند.[۳]


 فعالیتهای سیاسی - اجتماعی
داریوش چه در زمان سلطنت محمدرضا شاه پهلوی و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مخالفت با روش زمامداران حاکم بر ایران پرداخت و به همین دلیل به زندان افتاد. وی در زمان حکومت پهلوی قصد خروج از کشور داشت که با آن موافقت نشد. حمله به وی باعث شد تا برای معالجه به وی اجازه خروج داده شود و بنا بر این در زمان انقلاب وی در ایران نبود. پس از آن نیز وی به کشور بازنگشت.[۴]

وی در طی سالهای غربت همواره از پناهجویان ایرانی حمایت کرده است و در تظاهرات‌های حمایت از این افراد فعال بوده است.[۵] و نیز با تشکیل بنیادهایی همچون آینه به حمایت از معتادان برخاسته است. [۶]


 اعتیاد


در دهه پنجاه خورشیدی شخصی با حمله به داریوش بر صورت او اسید پاشید و وی مدتی در بیمارستان بستری شد. برای کاهش درد به وی مرفین داده می‌شد و تکرار این کار باعث شد تا وی گرفتار اعتیاد به مواد مخدر شود. به گفته خود داریوش تا قبل از این ماجرا آشنایی وی با مواد مخدر اندک بوده است.

پس از سال‌ها اعتیاد وی سرانجام تصمیم به ترک می‌گیرد و به کمک متخصصان موفق می‌شود اعتیاد را ترک کند. اولین برنامه رسمی داریوش بنام آینه در رادیو AFN (میبدی) بود و در سال 2003 سایت بهبودی را که اولین وب سایت ایرانی برای کمک به معتادان و خانواده ها بود را در سال 2003 راه اندازی کرد و سپس با همکاری دو پزشک بنیادی به نام آینه تأسیس می‌کند تا به یاری معتادان برود. گفته می‌شود از زمان تأسیس این بنیاد تاکنون نزدیک به ۴۰ هزار نفر ترک اعتیاد کرده‌اند.[۷] بعد از رادیو وی تصمیم به گسترش کار خود می گیرد و برنامه آینه را در تلویزیون های 24 ساعته ادامه می دهد وی همچنین در همایش‌ها و کنفرانس‌های متعدد ترک اعتیاد شرکت کرده است.[۸]


 جوايز و افتخارات


جايزه سيمون و رونالد رايت بابت حمايت از حقوق اقليت سال ۲۰۰۵ [۹]
نشان صلح در فستیوال فیلم، موسیقی و رسانه‌های تصویری بحرین [۱۰]
جایزه بین‌المللی شعر به خاطر فعالیت های پیوسته در ارتباط با اعتیاد و معضلات اجتماعی <http://www.dariush2000.com/index.aspx?c=speeches

 فیلم شناسی


یاران
فریاد زیر آب

 آلبوم‌ها


صدایم کن
به من نگو دوستت دارم
بوی خوب گندم
بن بست
سال 2000
شقایق
نیستی
نفرین نامه
جنگل
چشم من
پرنده مهاجر
فریاد زیر آب
ندیم
نازنین
خاموش نمیرید
سفره سین
مسبب
نون و پنیر و سبزی
زندونی
بچه های ایران
آشفته بازار
امان از...
آهای مردم دنیا
گل بیتا
رومی
دوباره میسازمت وطن
راه من

 

 تک‌آهنگ‌ها


بوی گندم
نبسته پیمان ، ای غم من ، یادمه اون قدیما ، چلچراغ

در تب و تاب رفتنم، به فکر راهی شدنم
تو ای همیشه همسفر، مرا شناختی تو اگر

مرا پس از من بنویس، به هر کس از من بنویس
ای تو هوای هر نفس، هر نفس از من بنویس

مرا به دنیا بنویس، همیشه تنها بنویس
به آب و خاک، آتش و باد، برای فردا بنویس

تو جان من باش و بگو، به یاد من باش و بگو
میلاد من باش و بگو، جانان من باش و بگو

نفس اگر امان نداد، روی خوشی نشان نداد
رفت و دوباره برنگشت، مرا دوباره جان نداد

دست و زبان من تو باش، نامه رسان من تو باش
حافظه تبار من، نام و نشان من تو باش

بگو حکایت مرا، قصه هجرت مرا
توشه ای از غزل ببخش، راه زیارت مرا

تو جان من باش و بگو، جانان من باش و بگو
به یاد من باش و بگو، میلاد من باش و بگو

نفس اگر توان نداد، مرا دوباره جان نداد
به این همیشه ناتمام، زمان اگر امان نداد

تو جان من باش و بگو، زبان من باش و بگو
بر سر گلدسته عشق، اذان من باش و بگو

بگو که مثل من کسی، به پای عشق سر نداد
از آن سوی آبی آب، خبر نشد خبر نداد

تو جان من باش و بگو، به یاد من باش و بگو
میلاد من باش و بگو، جانان من باش و بگو….

داریوش - راهی

sendfrom:               mohammad           

برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ 

www.faryadzeareab.blogfa.com

مراجعه نمایید.                

عشق به شکل پرواز پرندسعشق خواب یه آهوی روندس من زائری تشنه زیر بالم عشق چشم آبی اما کشندش من میمیرم از این آب مسموم مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز یه پرندس تو که معنای عشقی به من معنا بده یار دروغ این صدا را به گور قصه ها بسپار صدا کن اسمو از عمق شب از لب به دیوار برای زنده بودن دلیل آخرینم باشمنم من بذر فریاد خاک خوب سرزمینم باش طلوع صادق عسیان من بیدازیم باشعشق گذشتن از مرز وجوده مرگ آغاز راه قصه بوده من راهی شدم نگو که زوده

اما اونکه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده

mohammad                    :send from

برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ

www.faryadzeareab.blogfa.com

مراجعه نمایید.

افتخارات داریوش

 

?علیرضا | 1388/3/4 | پیوند | 0 نظر | ارسال نظر

مهستی بانوی آوازایران درگذشت
مهستی بانوی آوازایران درگذشت وبه آسمان پرکشیدروحش رابه بنفشه های عاشق سپردتاعاشقانه

دردل همه ماایرانی هاجاودانه بماند.مهستی فقط یک خواننده نبودچه کسانی بودندکه باصدای این

خواننده عزیزکشورمان گریه وشادی کردند.وبسیاری عشق وعاشق شدن راباصدای مهستی تجربه

کرده اند.مهستی در۱۱شهریورسال 1327متولدودردوشنبه4تیرسال1386براثرسرطان روده پرکشیدو

عاشقانش راباقلبی آکنده ازغم واندوه تنهاگذاشت

مهستی (زاده ۱۱ شهریور ۱۳۲۷ - درگذشت ۴ تیر ۱۳۸۶) خواننده ایرانی موسیقی سنتی و پاپ

است نام اصلی او خدیجه دده‌بالا است.از خوانندگان موسیقی اصیل و همچنین پاپ ایران است و در

نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی کشف شد. خواهر او نیز یکی از بزرگ‌ترین

خوانندگان درگذشته موسیقی پاپ ایران یعنی هایده است. هایده از مهستی بزرگتر بود، اما مهستی

زودتر از خواهر خودپا در وادی هنر گذاشت. وی نام خود را از مهستی گنجوی شاعره ایرانی وام

گرفته بود.مهستی در تاریخ چهارم تیر سال ۱۳۸۶ و به علت بیماری سرطان روده بزرگ در

کالیفرنیا درگذشت از وی ۳۵ آلبوم برجای مانده است

 

دل ازهمه بریدن سرزیرپرکشیدن

ازآینه هم گشذتم امابه خودرسیدم

وقتی که دیدم ای وای موندن خودش عذابه

هرچی می پرسم ازعشق یک حرف بی جوابه

هوای یارکردم

ترک دیارکردم

ساقی ببین آزورده ام

ساقی ببین افسرده ام

مست وخرابم

آه ای همیشه مهربان

امشب توهم کردی جوابم

ساقی اگرساقرم شکنی

قلب پاک مرازیرپافکنی

برنمی گیرم ازکوی عشق تودامن

ساقی تویی آرزوی دلم

گفتگوی دلم پیش مستان مریزآبروی دلم

این توواین دل من

سلام

خورشید روبرومه

تاریکی تمومه

امروز اومد از راه

اونی که آرزومه

بله زندگی بهتر از این نمیشه سال تحصیلی شروع شده و من به همه تبریک میگم

(باور نکنید )

من واقعا وقت نداشتم اگه داشتم زودتر آپ می کردم

خوب بریم سر تحلیل آلبوم زندگی

قسمت ششم : قسمت نبود عزیزم

این آلبوم ترانه های شادی داره

تو این آلبوم منصور 5 تا از آهنگ هارو ساخته

و نسبت به آلبوم فقط به خاطر تو آهنگ ها قشنگ ترهستند

 برای تحلیل این آلبوم دست ما بسته است

چون اکثر ترانه ها عاشقانه هستن و چیزی برای گفتن ندارن

ترانه ی زندگی با شعر پاکسیما و آهنگسازی منصور ترانه ایست عاشقانه که بین جوانان طرفداران زیادی داره

ترانه ی یکی بود یکی نبود ریمیکس دومین ترانه ی این آلبوم بود منصور در آلبوم های قبلی همچین ترانه ای نداشت و این آهنگ از این جهت زیبا بود

ترانه ی بعدی دوست دارم هست که به توصیف معشوق می پردازد

از زلالی عشق می گوید

نازک نارنجی ترانه ای از بابک روزبه

کلاغه گفت شیطونیات تابه تاست

اکثر طرفدارای منصور میگن این ترانه نباید در این آلبوم قرار می گرفت

که من هم باهاشون موافقم و به نظر بهتر بود که این ترانه به آلبوم بعدی انتقال داده می شد که نشد و به گفته ی منصور این آخرین ترانه ای بوده که برای آلبوم ضبط شده

ترانه بعدی بیبن هست من این ترانه رو خیلی دوست دارم

و به نظرم شعر قوی داره

برای تو نوشتم

تنها تویی بهشتم

نرو از سرنوشتم

ترانه از هراس نرسیدن به یار می گوید و عشق ورزیدن خود به معشوق را ثابت می کند

آهسته دل سپردم

آهسته بی تو مردم

تو این شبای غربت

تو رو از یاد نبردم

ترانه ی یکی بود یکی نبود به نظر من حق با سیامک و مخاطب منصور در این ترانه خداست اولین عاشق مقصد ما معنی هستی آغاز کننده و ...

و خودی نمی دونم درباره ی این ترانه چی بگم هر چی بگم کمه

قضاوت در مورد این ترانه را به خودتون می سپارم

و یه نکته با شروع مدرسه من نمی رسم زود آپدیت کنم

و اگه نوشته های ما طرفداران منصور را راضی نمی کنه 

اگه منصور بیشتر از این چیزی که ما می نویسیم مارو ببخشید

یکی از دلایلی که عنوان این وبلاگ منصور هست

این که ما هر چی درباره ی منصور بگیم کمه

 

 

 

آلبوم فقط به خاطر تو پنجمین آلبوم منصور بود که در سال ۲۰۰۰ وارد بازار شد.

استفاده از اشعار پاکسیما ، حضور دوباره ی شهریار قنبری ، آهنگ سازی منصور ، خروج عبدی یمینی از آلبوم های منصور ، باز خوانی آهنگ چشمان سیاه و بازی کاندس در ویدئو های منصور از جذابیت های این آلبوم بود . که با استقبال زیادی هم روبرو شد.

شاید این آلبوم در ادامه ی آلبوم قبل باید با ترانه ی بنویس شروع می شد رفتن عشق اول منصور دیدار منصور با عشقی نو در فقط به خاطر تو دوری او از منصور در انتظار باز گشت او در وقتی نیستی و خواندن ترانه های عاشقانه برای او در عشق آتشی و چشمان سیاه

تمام ترانه های این آلبوم عاشقانه است نسبت به آلبوم قبل که عاشقانه های آن به یکی دو تا خلاصه می شد.

ترانه ی فقط به خاطر تو شعرش از پاکسیما هست با الهام از ترانه ی مریم حیدر زاده .

هم در ویدئو و هم در کاور این آلبوم نوشته شده این ترانه از ترانه مریم حیدر زاده الهام گرفته شده.

اما ایشون ادعا های مسخره ای را بیان کردند و فکر کردن فقط به خاطر تو عبارتی است که ایشون با استفاده از قدرت زایایی زبان ساختن.

تنها شباهت ترانه پاکسیما و خانم حیدر زاده همین فقط به خاطر تو هست.

از این ترانه که بگذریم می رسیم به عشق آتشی یکی از محبوب ترین ترانه های این آلبوم با شعر پاکسیما و ملودی سیاوش قمیشی همسایه ی ما که هر روز این آهنگ را گوش می کنه صداش هم تا آخرین ولوم بالا می بره.

در این ترانه منصور به عشقش این باور رو میده که می تونه به اون تکیه کنه در این ترانه منصور بهترین تعریف را از عشق می کنه از حوس دوری می کنه و عشق را کهنه شدنی نمی پندارد.

می رسیم به ترانه بعدی یعنی چشمان سیاه که ترانه ایست تاجیکی .

وقتی نیستی آهنگ از منصور شعر از پاکسیما آهنگ نسبتا خوبیه.

نذار کسی تو قلبت جای منو بگیره

در این آهنگ منصور از عشقش تقاضای وفا دارد.

ترانه ی بعدی انتظار هست.

شعر از شهریار قنبری ، آهنگ و تنظیم : فرهاد مرفه

هر کس از این ترانه برداشت خودش رو داره ولی با یه نگاه سطحی به این ترانه منصور از رفتن معشوقش می گوید و از مشکلات زندگی در غربت میگوید که با وجود نبودن یار غیر ممکن هست.

بحث در مورد این ترانه خودش به یه پست جدا گونه احتیاج داره که به موقعش بهش می پردازیم.

و ترانه آخر یعنی بنویس شعرش از هما میر افشار هست و آهنگ و تنظیمش هم از فرد میرزاست.

ترانه ریتم ملایمی داره و شعرش هم زیباست. در این ترانه منصور با اینکه امیدی نداره اما باز خودش نمی بازه و هنوز امید داره شاید بی ربط ترین قسمت این ترانه قسمتیست که از ترانه ی همسفری نیست برداشت شده نه از نظر معنایی ربطی به شعر اصلی داره نه از نظر وزن و این تنها ایرادیه که میشه به این آهنگ گرفت.

غریبونه شکستم من اینجا تک و تنها

دل خسته ترینم در این گوشه ی دنیا

ای بی خبر از عشق نداری خبر از من

روزی تو می آیی نمانده اثر از من

 

 

ظهر روز یکشنبه 27.03.2005 برابر با هفتم فروردین 84، رستوران حاتم، شهر وین:

درکنارمنصور، خواننده محبوب ایرانی، صدای برخاسته از نسل جوان، که با اشتها مشغول صرف جوجه کباب بود، چند ساعتی نشسته و گپ زدیم . حاصل این گفت و گوی دوستانه را به صورت کوتاه در اختیار شما دوستان سایت ایرانی می گذاریم.

    

منصور جان متولد چه ماهی هستی ؟

- متولد ششم مرداد ماه

در کجا به دنیا آ مدی ؟

- در تهران

mansour in wien

 

از دوران کودکیت بگو.....

- من بیشتر با مادربزرگم که ساکن میدان ژاله بود زندگی می کردم و تمام خاطرات کودکیم دردوران مدرسه خلاصه می شود که در دبستان مهرجو  خیابان نادری تمام مدت با دوستان مشغول شیطنت بودیم .

 چه سالی و چگونه از ایران خارج شدی ؟

- در سال 1364 یعنی 1985 از ایران به صورت قانونی برای ادامه تحصیل خارج شدم ولی با   دلتنگی و ناراحتی بسیار زیاد به دلیل دور شدن از خانواده و دوستانم. بعد وارد مدرسه ای در  لوس آنجلس شدم که با کمک دوستان زیادی که پیدا کرده بودم، دوری از عزیزانم برایم قابل تحمل تر شد.

مجردی یا متاهل ویا نامزد...

من مجرد هستم.

mansour in vienna  

از چه سالی به صورت حرفه ای به این کار پرداختی؟

- اولین  آلبوم من در سال 1994 با زحمت دوستان خوبم  منتشر شد  و تا الان 11 سال است  که کار حرفه ای  می کنم.
البته در حال حاضر سعی می کنم که آهنگ هایم را خودم بسازم و آهنگ "دیوونه " هم  از کارهای خودم است همینطور در سرودن شعر هم همکاری کرده ام.

امسال در تور اروپا در چند کشور کنسرت داشتی ؟

- در هفت کشور، هشت کنسرت، که امشب در وین نهمین را اجراء می کنیم

در این سفر ها فرصت گشت و گذار  در شهر های مختلف را داشتی؟

- نه، متاسفانه این بار به دلیل فشردگی برنامه ها موفق به بازدید از شهر ها نشدم.

وقتی روی صحنه هستی و برای ایرانیها می خوانی آیا به این فکر می کنی که روزی در ایران برای مردم بخوانی؟

- در ایران خواندن فعلا برای من یک آرزوی دور است... (نگاه غمگین منصور ما را چند لحظه ای وادار به سکوت کرد.) اما هر چه کشوری که در آن برنامه دارم به ایران نزدیک تر باشد، احساس من هم به ایران بسیار نزدیک تر است، مثلاً در دوبی به دلیل حضور دوستان زیادی که از ایران به آنجا آمده بودند، احساس نزدیکی خاصی به مردم و ایران می کردم.

منصورجان تو کسی بودی که در فرصت کم خیلی سریع  به محبوبیت و موفقیت  رسیدی، در این رابطه  پیشنهادت به جوانها چیست ؟

- به نظر من باید همیشه هدف راخیلی بالا گرفت و برای رسیدن به آن تلاش کرد،  در این صورت دستیابی به نقطه ای پایین تر از هدف هم میتواند موفقیت مطلوبی باشد....

 

mansour in vienna 

در حالی که صداقت و برخورد صمیمی منصور عزیز، مارا مجذوب خود کرده بود، علی رغم میل باطنی، برای چند ساعتی استراحت قبل از اجرای کنسرت، از او خداحافظی کردیم.

 

 
 
mansour autogramm 

(ضمنا منصور برای دوستان سایت ایرانی عکس خود را همراه با متن کوتاهی امضاء کرده است که به تمام علاقه مندانی که
e-mail خود را برای ما ارسال کنند، فرستاده می شود.)

 
 
 

در پایان از همکاری و پذیرایی صمیمانه مدیریت و کادر رستوران حاتم برای فراهم آوردن محیطی مناسب برای مصاحبه ،تشکر می نماییم.

موفق و پیروز باشید

زندگی نامه معین

۱. زندگی نامه معین
معین در سال ۱۳۳۰ در شهرستان نجف آباد واقع در استان اصفهان در خانواده ای
کاملا مذهبی و از نظر مالی در سطح متوسط و پر جمعیت به دنیا آمد. او در دوران
نوجوانی و جوانی قرآن را با صوت و اشعار و غزلیات شعرای بزرگ را با لحنی زیبا
میخواند. وی در سن ۱۸ سالگی با یادگیری ساز تار با نتها و گوشه های موسیقی و
آوازی آشنا شد. او در همان دوران با دوستان خود در مجالس شادمانی برنامه های
بسیاری در شهر خود و دیگر شهرهای استان اصفهان اجرا میکرد.
۲. زندگی حرفه ای
معین در سن ۲۰ سالگی در اصفهان به خاطر استعداد و صدای زیبای خود توانست با
اساتیدی همچون تاج اصفهانی و حسن کسائی آشنا شود و در کلاس های آواز و موسیقی
ایشان شرکت کند. معین در سالهای پیش از انقلاب اسلامی در ایران( از سال ۵۵ تا
۵۸ ) به طور مداوم هر شب در هتل عباسی و هزارویک شب اصفهان برنامه اجرا
میکرد. او به خاطر همین کار توانست با افراد بیشتری در زمینه موسیقی و آواز
آشنا شود. بعد از انقلاب اسلامی معین فعالیتهای خود را تا قبل از انقلاب
فرهنگی ادامه داد و در سال ۵۹ توانست اولین کاست خود را با نام یکی را دوست
میدارم را منتشر کند و صدای خود را به تمام ایرانیان در سراسر ایران و دنیا
برساند. وی در سال ۱۳۶۰ ایران را ترک کرد و در ایالات متحده آمریکا با کمک
دوستانی همچون هایده توانست کار خود را شروع کند و تا به امروز ادامه دهد.
شایعات
اولین و باور انگیز ترین شایعه در مورد معین اینست که میگویند معین نا بینا
میباشد. در صورتی که معین از هر دو چشم بینا است و فقط یکی چشمان او به خاطر
صدمه دیدن عصب پلک او در زمان نوجوانی کم سو شده و به خاطر غیر متعادل بودن
پلک ( ناتوانی باز نگه داشتن او در زمان طولانی) چشمش از عینک آفتابی طبی
استفاده میکند.
دومین شایعه که بیشتر از روی اشتباه است نام معین میباشد که او را به اسم رضا
میشناسند و گروهی اسمش را معین میدانند در صورتی که نام وی نصرالله میباشد.
رضا شاعر بیشتر آهنگهای معین قبل از خروج وی از ایران بوده و بخاطر اینکه در
کاستهایی که منتشر شد نام این دو را در کنار هم به این صورت رضا . معین چاپ
کرده بودند بیشتر دوستاران وی به اشتباه او را رضا معین خواندند و یا بعضی ها
اسم او را معین تصور کردند.
شایعات بسیار دیگری هم هست همانند اینکه امید برادر معین میباشد در صورتی که
معین هیچ نسبتی با امید ندارد(معین ۳ برادر به نامهای مصطفی مرتضی و فتح الله
داشت که فتح الله در سال ۱۳۸۲ فوت کرده). ویا اینکه معین در آمریکا دارای چند
شرکت بزرگ و چند غمار خانه و مشروب فروشی است. در صورتی که او تنها منبع
درآمدش فقط از راه خوانندگی و کلاسهای موسیقی میباشد. وی از مشروب متنفر است
زیرا او به دین اسلام اعتقاد دارد و نماز خود را ترک نگفته و همیشه با خدای
خود در راز و نیاز است. و همیشه موفقیت خود را در کمک خداوند به خود میداند.
امروزه معین به خاطر موقعیت بالایی که دارد بیشتر از پیش به آهنگها و ترانه
هایی که قرار به اجرای آن دارد حساسیت نشان میدهد. و از طرف دیگر به خاطر
وجود افرادی که هیچ از این هنر والا نمیدانند و فقط صرف داشتن موقعیت مالی
بالایی که برخوردارند بیشتر این هنر را به تفریح تشبیه کرده اند کمتر کسی هست
که اشعار و آهنگهای مناسب برای معین بسراید و بسازد. به همین خاطر انتشار
کارهای جدید از طرف او با فواصل بسیار انجام میگیرد.

 

ای عشق خوب من
تا لحظه مردن
تعبير خواب عشق در صبح ميلادی
با قلب معصومت
عشق و به من دادی
در فصل پاييز عشق

ای هم صدای من
در غربت موندن
شب قصه های تو
روح شکستن بود
عشق شريف تو از خود گسستن بود
با من باش تا شهر عشق

در من کسی به گريه
ميخواد که تو بمونی تو خلوت شبها
آواز فاصله رو ميشه که تو نخونی
تو قلب اين تنها

من زخمی و تن خسته
تو مرحم تن من باش
تا مرز عاشقانه تو تکيه گاه رفتن باش

.؟. کهنه پدر
پاره و پوسيده و سرد
دستای گرم تو برام ظهور خورشيد
تا آخرين نفس بمون
تو اين سفر مرگ

 

آسموني >>> حميد شب خيز

آسمونی آسمونی
تو که پيشم نمي مونی   تو که پيشم نمي مونی

یه دفعه چشماتو وا کن
 چشمای منو نگاه کن
 تا که حرفامو بخونی
آسمونی آسمونی

آسمونی نمیدونی
 چه ملامت ها کشیدم
تا به عشق تو رسیدم
شب تا چشمامو ميبستم
 تو رو پیش روم میدیدم

تو از آسمونی و من یه زمینی حقیرم
دشت پرواز تو دنیا
 اما من مرغی اسیرم
آسمونی گر بمونی زندگی از سر می گیرم
اگه دستامو بگیری  میدونم که پر میگیرم
ميرم اونجايی که رنگ هيچ زمينی رو نبينم
اما رفتی که محاله  چون خودم اهل زمينم

آسمونی آسمونی
تو که پيشم نمي مونی   تو که پيشم نمي مونی
یه دفعه چشماتو وا کن
 چشمای منو نگاه کن
 تا که حرفامو بخونی
آسمونی آسمونی

آسمونی آسمونی
اون چه در پای تو ريختم
زندگی بود و جوونی
چی بگم خودت ميدونی
 
تو از آسمونی و من یه زمینی حقیرم
دشت پرواز تو دنیا
 اما من مرغی اسیرم
آسمونی گر بمونی  زندگی از سر می گیرم
اگه دستامو بگیری  میدونم که پر میگیرم
ميرم اونجايی که رنگ هيچ زمينی رو نبينم
اما رفتی که محاله  چون خودم اهل زمينم

آسمونی آسمونی
تو که پيشم نمي مونی   تو که پيشم نمي مونی
یه دفعه چشماتو وا کن
 چشمای منو نگاه کن
 تا که حرفامو بخونی
آسمونی آسمونی

آسمونی آسمونی
اون چه در پای تو ريختم
زندگی بود و جوونی
چی بگم خودت ميدونی

آسمونی

 

 

پرستوی عاشق >>> سیما بینا

فريدون مشيری  اقبال مشيری  سيما بينا  مريم نشاط

پرستوی ناز من
شريک پرواز من
ز دلم تو خبر نداری  ز دلم تو خبر نداری

چو مرغکی بی قرار
بيا چو باد بهار
تو مگر بال و پر نداری  تو مگر بال و پر نداری

چشم به ره منتظرت
تشنه ديدارت
تاب و توان دل من
روی پريوار ت
نوش که لب چون شکرت داروی درد من
روشن و گرم از تو شود کلبه سرد من

پرستوی ناز من شريک پرواز من
ز دلم تو خبر نداری  ز دلم تو خبر نداری

چو مرغکی بی قرار بيا چو باد بهار
تو مگر بال و پر نداری  تو مگر بال و پر نداری

 

 

پریا >>> شهرام شب پره

 شهرام شبپره و ابی

ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند
ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند

ای یار قشنگ مو بلند مشکی پوشم
با رنگ ابرو هات شرق شرق نزنی تو گوشم
اگه یه روز بیای رو پشت بوم رخ بنمایی
خورشید که بخواد بالا بیاد روشو میپوشم
ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند
ای قشنگتر از پریا تنها تو کو چه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند

پنجره رو وقتی که وا می کنی به هر طرف نگا نگا میکنی
پنجره رو وقتی که وا می کنی اینور و اونور و نگا میکنی
از این کوچه تا اون کوچه میدونم
که با نگات منو صدا میکنی که با نگات منو صدا میکنی
ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند
ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند

ای یار قشنگ مو بلند مشکی پوشم
با رنگ ابرو هات شرق شرق نزنی تو گوشم
اگه یه روز بیای رو پشت بوم رخ بنمایی
خورشید که بخواد بالا بیاد روشو میپوشم
ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند
ای قشنگتر از پریا تنها تو کو چه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند

پنجره رو وقتی که وا میکنی به هر طرف نگا نگا میکنی
پنجره رو وقتی که وا میکنی اینور و اونورو نگا میکنی
از این کوچه تا اون کوچه میدونم
که با نگات منو صدا میکنی که با نگات منو صدا میکنی

 

 

رفيق >>> ستار

آه ای رفیق
آه ای رفیق
از چه فراموش کرده ای
آه ای رفیق
آن را که نقد هستی خود پاک باخته
آن را که غم خریده و شادی فروخته
آن را که چون شراره به یک لحظه سوخته
اما به حال سوخته یک عمر ساخته
آه ای رفیق
آه ای رفیق
نان گرم سفره ام را با تو قسمت کردم ای دوست
هر چه بود از من گرفتی غیر اه سردم ای دوست
دشمن من بودی ای رفیق رهم
دشمن این قلب پاک و بی گنهم
نام تو فانوس هر مسافر شب
از چه نتابیدی بر شب سیهم
آه ای رفیق
آه ای رفیق

 

مثل تو >>> شاهرخ

این کوله بار عشقو گذاشتی باز رو دوشم
هیچی نمونده تا من دوباره زیرو روشم

آن تیر که آن کمان چشم تو رها کرد
دیدی که چه ها کرد
دیدی که سراسیمه دل از سینه جدا کرد
دیدی که چه ها کرد
با خود دو هزار غصه و درد تازه آورد
دیدی که فقط آمد و یک درد دوا کرد


خیال نمیکردم که تو
یه روز عزیز من بشی
از این خزون بی کسی راه گریز من بشی
به فکر من نمیرسید
اصلا بدونی عشق چیه
اونی که دنبال هوس یا اون که عاشقت کیه

مگه میشه تو رو دید و به تو از دو رنگیا گفت
تو رو باید دید و باید به تو از قشنگیا گفت
مگه میشه که دروغ گفت به توئی که نازنینی
تو خودت میشناسی عشقو هرکجا اونو ببینی
هرکجا اونو ببینی

خیال نمیکردم که تو
یه روز همه کسم بشی
با من بی کس و غریب یه روزی هم قسم بشی
اصلا نمی اومد بهت که
عشقو حتی بشناسی
اما دیدم که مثل تو عاشق نمیشه هیچ کـسی

شبهای درازیست که در خلوت دل بیدارم
در بزم غریبانه ای از عشق تو دعوت دارم

 

 

غريبه >>> شاهرخ



يه مسافر يه غريبه
يه شبم بي پنجره
می روم با کوله بار سرگذشت و خاطره
خسته ام از خستگي ها
خسته از اين لحظه ها
مي شمارم لحظه ها را
بر نمي آرم صدا

قصه هاي من غمگين
اگه تلخه اگه شيرين
مي روم تا واسه فردا
بسازم دنياي رنگين

هر جا مي رم همه مي گن
يه غريبه اومده
نمي بينم هم صدايي اينم از بخت بده

من پر اميد اما دلم در التهابه
مي رم که تا در غربتم نوري بتابه
اي زندگي بيزارم از بيهوده بودن
مي رم که تا پيدا کنم فرداي روشن

هر جا مي رم همه مي گن
يه غريبه اومده
نمي بينم هم صدايي اينم از بخت بده

 

 

خيال نکن >>> شاهرخ

گـر فاصله ای هست میان من و تو بردار به لبخندی بردار به پیغامی

سلام ای نازنین باز نامه دادم
نمیره قصهء عشقت ز یادم
گذاشتی عمرتو پای دل من
نشستی پای حرفای دل من
نرنجیدی تو از امروزو فردام
نـترسیدی که من این سوی دنیام
منو شرمنده کردی با محبت
که دیدار تو اسمش شد زیارت

خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم
به فکرتم به یادتم زنده به انتظارتم
اونجورا که تو فکرمی حس میکنم کنارتم
اونجورا که تو فکرمی حس میکـُنم کنارتم

اونور دنیا که باشی خودم میام میارمت
غصهء تنهائی نخور
تنها مگه میذارمت تنها مگه میذارمت

ببین که چی به روز این زندگیت آوردی
از وقتی دل سپردی
یادمه غصه خوردی یادمه غصه خوردی
موتو سفید کردی روتو سیاه کردی
تو با خودت عزیزم ببین چه ها کردی
خودتو فدای این عشق
چه بی ریا کردی چه بی ریا کردی

تو که رفتی پریشون شد خیالم
همه گفتن که من دیوونه حالم
نمیدونن که این دیوونه در فکر شفا نیست
که هرچی باشه اما بی وفا نیست

خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم
به فکرتم به یادتم زنده به انتظارتم
اونجورا که تو فکرمی حس میکـنم کنارتم
اونجورا که تو فکرمی حس میکـنم کنارتم

انور دنیا که باشی خودم میام میارمت
غصهء تنهائی نخور
تنها مگه میذارمت تنها مگه میذارمت

?علیرضا | 1388/3/3 | پیوند | 2 نظر | ارسال نظر

 

 

 

گوگوش                                     GOGOSH

٭ درباره گوگوش

18 بهمن 1331 سالروز تولدگوگوش
دربچه گي گوگوش بابچه اي ازيك خانواده ارمني بازي مي كرد كه اورا گوگوش صدا ميكرد.بااينكه درميان ارمنيها گوگوش نام مرداست،براي فائقه هميشه ماندگارشدواو نيز ازاين نام خوشش آمد.
پدرگوگوش - صابر اهل سراب تبريزاست.
گوگوش از سه سالگي خواندن را شروع كرد.

اولين ازدواج گوگوش با محمودقرباني برادر احمدقرباني صاحب كاباره ميامي تهران.اين ازدواج به جدايي انجاميد حاصل آن كامبيز يگانه فرزنداست.
               

       
پس از فيلم همسفر،بهروزوثوقي وگوگوش ازدواج كردند.كه 14 ماه بيشترطول نكشيد.
ليلافروهر،نوشافرين،نازي افشار از جمله چهره هايي بودند كه كاباره دارها براي شكستن شهرت گوگوش بكارگرفته شدند.
در سال 1971 در جشنواره كن براي انتخاب بهترين خواننده سال از ميان آوازخوانان جوان و آنهايي كه به تازگي صفحاتشان به بازار اروپاوآمريكا عرضه ميشوددر ميان 50 خواننده ي جوان بهترين خواننده ي جوان 1971 برگزيده شد.
اكثرآهنگهاي جاودانه ي گوگوش راهنرمندمعروف ايراني حسن شماعي زاده آفريده است.ونوار غريبه آشنا تمامي 13 آهنگ آنرا شماعي زاده ساخته است.
شهيارقنبري نيز از 18 سالگي با گوگوش همكاري داشته و ترانه سرايي ميكرداومجموعا 25 ترانه برای گوگوش سروده(به گفته ي خود شهيارقنبري) 
                                     
                              آهنگ گوگوش 
                                                                       

?علیرضا | 1388/3/3 | پیوند | 3 نظر | ارسال نظر